۱۳۹۳ مرداد ۲۱, سه‌شنبه

طعم تنهایی

بعضی وقتها باید طعم تنهایی رو بچشی تا بفهمی انسانهای تنها به خصوص دور و بریات که تنها هستند چی میکشند 
بعضی وقتها همه نقشه هات نقش بر آب میشن و همه تو رو تنها میذارن و تو باید به شرایط عادت کنی چون فقط تویی و خودت
بعضی وقتها وقتی حس میکنی همه چیز درست شده دوباره همه چیز خراب میشه در واقع تو فقط خیال میکنی همه چیز روبه راهه در حالی که همه چیز روی اب بنا شده
بعضی وقتها باید بذاری همه چیز بگذره و بره
 

۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۱, پنجشنبه

بهار اومده

صدای گنجشکا و بازی بچه ها همه نشون میدن بهار رسیده بهار رو دوست دارم درست مثل بهار زندگی من که از راه رسیده
روزهای خوب توی راه هستند و من منتظر تک تک اون روزها هستم که بیان و من بتونم حسشون کنم
الان دیگه دوتایی هستیم دوتایی میخابیم دوتایی بیدار میشیم دوتایی غدا می خوریم و به همه دنیا میخندیم البته باید بگم 4 تا هستیم چون دوتا کبوتر عاشق هم در همسایگی ما زندگی می کنند و صبحها با صدای اونا از خواب پامیشیم